
چشم هاي تو قهوه ي ترک است ابروان تو کرد کردستان
خنده هايت کلوچه ي فومن گريه هاي تو چاي لاهيجان
اي درخت مبارک نارنج! تو چراغ محله ي مايي
مرد همسايه ي شما دزد است شاخه ات را براي من بتکان
موج هاي مزاحم ساحا آبروي تو را به بازي داد
تن داغ تو ماسه ي درياست توي گرماي ظهر تابستان
تاكسي ها حواسشان پرت است نكند يك - كدامشان در راه
برساند تو را به خانه ي ما برساند تو را تمام جهان
جنگجويان (( پنجم مرداد )) ! حيف اين هفت تير خالي نيست
من که گفتم برات مي ميرم ديگر اين قدر ماشه را نچکان . . .
رشت ـ مرداد 84