
نتايج دومين جشنواره بين المللي شعر فجر
برگزيدگان بخش كشوري
برگزيدگان بخش كشوري جشنواره در بخش هاي مختلف و در دو زمينه پيش كسوت و جوان مشخص شدند. گفتني است جوايز پيش كسوت ها سرو زرين به همراه 14 سكهي بهار آزادي و جوايز جوان ها سرو زرين به همراه 10 سكهي بهار آزادي بود كه سهم مقام هاي مشترك به 5 سكه تقليل يافت ... ادامه مطلب
بخش آييني
ـ پيش كسوت: محمدعلي مجاهدي، علي موسوي گرمارودي، قادر طهماسبي و محمدجواد غفورزاده
ـ جوان: مشتركا آرش پورعليزاده و مرتضي حيدري آل كثير
بخش پايداري
ـ پيشكسوت: عليرضا قزوه، حسين اسرافيلي، محمدرضا عبدالملكيان و مجتبی مهدوی
ـ جوان: اميد مهدينژاد
بخش اجتماعي
ـ پيش كسوت: عبدالجبار كاكايي، ناصر فيض و منوچهر احترامي
ـ جوان: مشتركا مهدي فرجي و ميلاد عرفانپور
بخش امام و انقلاب
ـ پيش كسوت: يوسفعلي ميرشكاك، احمد عزيزي، فاطمه راكعي و زكريا اخلاقي
ـ جوان: محمدحسين ابراهيمي
بخش آزاد
ـ پيش كسوت: احمدرضا احمدي، م. مؤيد، مفتون اميني و محمدباقر كلاهي
ـ جوان: مشترك گروس عبدالملكيان و سعيد شاد
بخش كودك و نوجوان
ـ پيش كسوت: ناصر كشاورز، شكوه قاسمنيا و بيوك ملكي
ـ جوان: منيره هاشمي
نمايندگان بخش استاني
از برگزيدگان هر استان يك نفر به عنوان نماينده به جشنواره معرفي شدند تا 5 سکه بهار آزادی دريافت نمايند. برخي از اين نماينده ها عبارت بودند از: امير فخرموسوي، ساعد باقري، مهدي رحيمي، عاليه محرابي، محمدعلي رضازاده، جليل صفربيگي، هادي منوري، صالح سجادي و ...
برگزيدگان داخلي گيلان
همچنين در استان گيلان نيز مثل استان هاي ديگر برگزيدگاني داشتيم. هداياي اين افراد شامل مقاديري وجوه نقد بود. اسامي اين برگزيدگان عبارت بوند از: غلامرضا رحمدل، رحمت حقيپور، محمدحسين مهدوي، اسماعيل محمدپور، احمد خدادوست، امير فخر موسوي و رقيه آزادنيا ... ادامه مطلب
دلتنگي هاي تالار وحدت
ظاهرا قسمت اين بوده كه در استان به ما عنايتي نداشته باشند تا جايي ديگر صيدمان كنند. همه تالار وحدت به كنار ... قزوه و صندلي خالي اش اما غربت عجيبي داشت و البته قيصر و صندلي خالي اش كه الياس علوي عزيز يادآوري كرد و جاي خودش هم خالي بود.
به: فاتحان حماسه مرصاد
يك نفر جامِ زهر مي نوشد رد شو از اغتشاش كرمانشاه !
آخرين جرعه هاي اين جام ست همه را نه يواش كرمانشاه!
يك طرف كفر و يك طرف ايمان رد شو از تنگه ي نفاق اي دل
در كمين ايستاده صيادي با تفنگِ كلاش كرمانشاه !
عشق را دستِ كم نمي گيرند عشق روزِ معاد پيروز ست
هيچ راهي نداشت بي ترديد در تو عقلِ معاش كرمانشاه !
دلم از رشت مي رود يك روز من دلم مالِ قصرشيرين ست
دلِ كردم دوباره خواهد داد بيستون را تراش كرمانشاه !
در كمين ايستاده تنگه هنوز روي پا ايستاده « پاوه » هنوز
به تو دست اش نمي رسد دشمن ديگر آسوده باش كرمانشاه !
آرش پورعليزاده ـ رشت